فیلتر قیمت
محبوب ترین ها
-
کتاب سین زدی ولی جواب ندادی |اثر آکیرا | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 540.590 تومانقیمت اصلی 40.590 تومان بود.40.184 تومانقیمت فعلی 40.184 تومان است. -
کتاب دیوان شمس تبریزی | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 555.341 تومانقیمت اصلی 55.341 تومان بود.54.788 تومانقیمت فعلی 54.788 تومان است. -
قلهها و درهها، اثر اسپنسر جانسون | بهترین راهکارها برای دستیابی به موفقیت | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 538.610 تومانقیمت اصلی 38.610 تومان بود.38.224 تومانقیمت فعلی 38.224 تومان است. -
مرد بد اثر سیما نبیان منش | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 529.403 تومانقیمت اصلی 29.403 تومان بود.29.109 تومانقیمت فعلی 29.109 تومان است. -
رمان گرداب گناه اثر نوان | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 538.115 تومانقیمت اصلی 38.115 تومان بود.37.734 تومانقیمت فعلی 37.734 تومان است.
نمایش 3865–3876 از 8324 نتیجهمرتبسازی بر اساس محبوبیت
دانلود رمان آشتی
دانلود رمان آشتی
آشتی بعدازفوت همسرش که همیشه باهاش بد رفتاری میکرد متوجه میشه حامله است وبخاطر سنتهای که خانواده پایبندش هستن مجبور به ازدواج با یکی از مردهای خانواده ی همسرش میشه تا بچه اش زیر دست غریبه بزرگ نشه اما درست قبل از عقد با اون مرد شوهرش زنده برمیگرده وآشتی میمونه علاقه ای که میون اون ومردشکل گرفته...دانلود رمان عاشقان بیگناه
دانلود رمان عاشقان بیگناه
داریوش، پسر قاچاقچی کلهگندهای که دلیل مرگ مادرش را همکاریه زنی به نام لیلا در گذشته، با پلیس میداند، به خواست پدرش، شاهین، که کینهی قدیمی از لیلا و همسرش محمد دارد، از آمریکا به ایران می آید تا انتقامش را از طریق ماهزاد دخترآنها بگیرد، به همین دلیل در دانشگاه او به عنوان استاد زبان انگلیسی مشغول به کار میشود و طی اتفاقاتی، ماهزاد برای فرار از ازدواج با خواستگار پروپاقرصش احمد که پسر دوست خانوادگیشان هست، تصمیم میگیرد پیشنهاد داریوش را قبول و با او نامزدیه صوری بکند اما آتش انتقام...اثری دیگر از زهراجنگجو#عاشقانه_انتقامی_پلیسیدانلود رمان هم بغض
دانلود رمان هم بغض
بهار، تو ماشین سیاوش زایمان میکنه ؛ وسط خیابون،نیمه شب،با بدنی لرزون و دلی شکسته . چندساعت قبل،معین رو دید مردی که همه ی زندگیش بود ...تو لباس دامادی!کنار زن دیگه ...همون جا یه چیزی تو بهار مُرد!... دونه های درشت عرق از زور درد روی پیشونیش نشسته... سیاوش کنارشِ؛مردی که عاشقشه اما حق دوست داشتنش رو نداره...با دست هایی که میلرزه ،شاهد تولدی میشه که سهمِ دلش نیست. نوزاد بین اشک و بغض و درد ،به دنیا میاد و این تولد، شروع قصه ایه که قراره همه رو هم بغض کنه.رمان سارق از پرتو فرهمند pdf
رمان شبح از پرتو فرهمند pdf
دانلود رمان همسایه قلبم
دانلود رمان همسایه قلبم
ورود ناگهانی پسرعمو، مثل شکافی عمیق در آرامشِ از پیش ساختهشدهی زندگیاش بود. دنیایی که گمان میکرد تماماً متعلق به اوست، ناگهان دو پاره شد و سهمش از توجه و نگاهها کمتر از همیشه به نظر رسید. دختری مغرور و مستقل، حالا برای نخستینبار با حسی روبهرو شده بود که دوست نداشت نامش را بر زبان بیاورد: حسادت.
حسی که آرام و بیصدا، اما سمج و سوزان، در قلبش ریشه دواند و او را به واکنشهایی کشاند که حتی خودش را هم غافلگیر میکرد. در این میان، مهیار با نگاهی که از ظاهر فراتر میرفت، آشفتگی پنهان پشت غرور او را میدید؛ زخمی نادیدنی که بهانهای شد برای ماندن.
رابطهای شکل میگیرد بر پایهی سکوتهای سنگین، نگاههای ناگفته و درکی که بهسختی به دست میآید. اما این مسیر، صاف و امن نیست؛ دیوارهای غرور، سوءتفاهمها و ترس از اعتراف، آنها را بارها در آستانهی فاصله قرار میدهد.
آیا میتوانند از این کشمکش فرساینده عبور کنند و بفهمند آنچه نامش را نبردند، چیزی جز عشقی عمیق، دیرشناخته و سرسخت نیست؟
دانلود رمان آشوب
خلاصه رمان آشوب
«آشوب» قصهی تقابل عشق، خشم و زخمهای کهنه است.
هانا، دختر داستان، پس از دو سال جدایی و فرار از گذشته، ناگهان دوباره با واران روبهرو میشود؛ مردی که زمانی برایش مأوا و امنیت بود اما امروز چشمانش جز خشم و انتقام نشانی ندارد.
بازگشت واران به زندگی هانا، همهی گذشته و ترسهایش را زنده میکند. تعقیب و اسارت، فرار و اسرار پنهان، همه دستبهدست هم میدهند تا قهرمان داستان در گردابی از اضطراب و ناامنی گرفتار شود.
در میان اشکها و قلبِ لرزانِ هانا، واران اما عزمش را جزم کرده تا تاوان همه چیز را بگیرد، حتی اگر دل هانا بیشتر از همیشه به لرزه بیافتد. اینبار اسارت هانا نه فقط در حصار دیوارهای یک آپارتمان غریب بلکه در زنجیرهای رابطهای است که میان عشق، نفرت و گذشتهای پُرراز در نوسان است…
در «آشوب»، هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نیست؛ اشک و التماس شاید دیگر واران را نرم نکند، اما آیا زخمهای قدیمی میتوانند راهی برای آشتی و آرامش بیابند یا این ماجرا محکوم به آشوبِ ابدی است؟
