دانلود رمان سرآغازی نو
نادیا، دختری مغرور و پاکدل، پس از ورشکستگی و بدهی سنگین برادرش، ناچار است زندگی آرام و رؤیایی خود را رها کند و به خانهی آنها در یکی از محلههای پایین شهر پناه ببرد؛ جایی که شبهایش بوی خطر و صدای آدمهای خلافکار دارد.
میان نگاههای سنگین و تهدیدهای پنهان، عشق قدیمیاش ـ مردی که روزی قول زندگی بهتر را داده بود ـ حالا با سردی و فاصله به او نگاه میکند، چون فقر و بیپناهی نادیا برایش لکهای روی غرورش شده است.
در این گیرودار، نادیا ناخواسته درمقابل انتخابی تلخ قرار میگیرد؛ ازدواج با کسی که از ترس و اجبار از او نفرت دارد، یا جنگیدن برای حیثیت و استقلالی که همه سعی دارند از او بگیرند…
در سکوت و سایههای کوچههای تنگ، تصمیمی میگیرد که مسیر زندگیاش را برای همیشه عوض میکند
⚠️ تذکر و اخطار
هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، تهیه CD،
نمایشنامه، فیلمنامه و انتشار در سایتها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف
ممنوع بوده و در صورت تخلف،
طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان
تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد.
📖 بخشی از رمان
خیلی خسته ام ولی با دیدن عروس زیبای روبه روم انرژی میگیرموخستگی از تنم بیرون میره…اما لبخند روی لبش منو یادآرزوهایی که شاید بهش نرسم میندازه.
– بیا عروس خانوم کار ناخوناتم تموم شد…مبارکت باشه ان شاالله خوشبخت بشی.
– وای مرسی خیلی قشنگ شده …ان شاالله عروسی خودت جبران کنم .
سوسن با این حرفش من به فکر فرو برد یعنی با وضعیت پیش اومده میتونم به ازدواج و خوشبخت شدن فکر کنم.
سوسن دوستم ،امروز روز عروسیش برای آرایشش پیش مهتاب خانم صاحب آرایشگاه من اومده بعد از تموم شدن کارهای اصلی آرایش و شینیون موهاش من کارهای کوچکتر،مثل طراحی ناخن هاش رو انجام دادم ….با زیبا به سوسن خیره شدیم ومدام ازش تعریف میکنیم.
بعد از اینکه داماد اومد و سوسن رو برد من هم دیگه کاری برای انجام دادن نداشتم آرایشگاه جمع وجور کردم واز مهتاب خداحافظی کردم …سوسن برای عروسیش دعوتم کرد ولی چون میدونستم از عهده ی هزینه هدیه عروسیش بر نمیام به دروغ گفتم یکی از اقوام فوت کرده و نمی تونم به عروسیش برم.
با سوسن تو کلاس خیاطی آشنا شده بودم و با زیبا تو آرایشگاه رابطه ام با دوستهای مدرسه ایم تقریبا قطع شده بود چون دیگه هم ادامه تحصیل نداده بودم و بقیه هم که به دانشگاه رفته بودن و سرشون با دوستهای جدید گرم شده بود کم کم همدیگرو فراموش کردیم



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.