شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی

شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی
دسته: برچسب:
توضیحات

شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی

در سایه‌ی دیوارهای سرد برلین، قلبم برای مردی می‌تپید که جهان را فتح می‌کرد. اما هر شب، وقتی چشمانم را می‌بستم، سایه‌ی مردمی را می‌دیدم که قربانی رویاهاش شدن…

اما رویای دوست داشته شدن، همسر شدن و مادر شدن را قربانی عشقی که به اون داشتم کردم.

من در او چیزی دیدم که از دید همگان پنهان کرده بود.

پسرکی مهربان، پشت موج‌های آبی دریای طوفانی چشمانش منتظر آزادی از بند رایش بزرگ خیره‌ام بود.

دیدگاه خود را ثبت کنید

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

40.000 تومان

Shipping & Delivery

شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی

لحظات خصوصی و احساسات اوا و ادلف، بر گرفته از تخیل نویسنده می‌باشد. تنها بخشی از جملات و نامه‌ها و وقایع بر اساس اسناد تاریخی متعدد می‌باشد.

داستان برگرفته از زندگی اوا براون معشوقه دیکتاتور معروف آدلف هیتلر

  • خرید و دانلود امن از کتاب خوان
  • گارانتی محصولات
  • دسترسی نامحدود به فایل محصول در صورت ثبت نام
  • پشتیبانی و ارتباط مستقیم با ما

مشکلی وجود دارد ؟

اگر مالک اثر هستید و از انتشار آن رضایت ندارید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدهید .

شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی

شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی

لحظات خصوصی و احساسات اوا و ادلف، بر گرفته از تخیل نویسنده می‌باشد. تنها بخشی از جملات و نامه‌ها و وقایع بر اساس اسناد تاریخی متعدد می‌باشد.

داستان برگرفته از زندگی اوا براون معشوقه دیکتاتور معروف آدلف هیتلر

40.000 تومان

Shipping & Delivery
  • خرید و دانلود امن از کتاب خوان
  • گارانتی محصولات
  • دسترسی نامحدود به فایل محصول در صورت ثبت نام
  • پشتیبانی و ارتباط مستقیم با ما

ارتباط با پشتیبانی:

اگر مالک اثر هستید و از انتشار آن رضایت ندارید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدهید .

دسته: برچسب:
توضیحات

شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی

در سایه‌ی دیوارهای سرد برلین، قلبم برای مردی می‌تپید که جهان را فتح می‌کرد. اما هر شب، وقتی چشمانم را می‌بستم، سایه‌ی مردمی را می‌دیدم که قربانی رویاهاش شدن…

اما رویای دوست داشته شدن، همسر شدن و مادر شدن را قربانی عشقی که به اون داشتم کردم.

من در او چیزی دیدم که از دید همگان پنهان کرده بود.

پسرکی مهربان، پشت موج‌های آبی دریای طوفانی چشمانش منتظر آزادی از بند رایش بزرگ خیره‌ام بود.

دیدگاه خود را ثبت کنید

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شلیک سیانور(داستان کوتاه) به قلم محدثه مرادی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *