رمان نجوای نمناک علف ها
نویسنده :شکوفه شهبال
ژانر :عاشقانه
تعداد صفحات :839
خلاصه :
صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود:
((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی..
برای این دل پر غم/ آواز شادی می خوانی
عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد..
بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد..
یه لحظه بی تونبودم/ یه لحظه بی تو نزیستم..
یه روز سراغمو می گیری/روزی که من دیگه نیستم…))
سهیل با انگشتانش روی فرمان ماشین ضرب گرفته بود و همراه خواننده زمزمه میکرد. لب روی هم فشردم و همراه با چشمغرهای به او، لندلند کردم: سهیل لطفا تندتر برو. خودت که میدونی یه کم دیر برسم خونه چه بساطیه … مردجوان با بیقیدی خندید و نگاهی گذرا بر من انداخت … آفتاب روی صورت اصلاحشده و ششتیغهاش افتاد و دل مرا بیش از پیش برد: یه چند وقت دیگه میام خواستگاری و دیگه برای همیشه از اون خونه و قوانین سفت و سختش راحت میشی … اصلاً بگو ببینم نجوا …
نیمنگاهی خرجم کرد و با شیطنت پرسید: میخوای یه کاری کنم باباجانت یا درواقع دایی جان بنده، یه چندوقت بیفته زندان تو و مامانت و خواهرت یه نفس راحت بکشین، خوبه؟ …آهی کشیدم و شروع کردم به ….
مشاهده بیشتر در کتاب خوان



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.