رمان عشق آلوده به انتقام اثر ماریا
رمان: عشق آلوده به انتقام
ژانر: عاشقانه
نویسنده : ماریا
قسمتی از رمان:
از لحن هراسان مادرم شتابزده از روی صندلی برمیخیزم:
– چی دارین میگین مامان!
صدایش میلرزد:
– نمیدونم آریا... نقاب زده بود. گفت: «پولی ندارم. جایی هم ندارم برم از قشم اومدم. میشه یه لیوان آب بهم بدین؟» دلم به حالش سوخت آوردمش تو حیاط. چشمهای مظلوم سبز رنگش حالمو خراب کرد. به زور کشوندمش تو خونه. براش شربت درست کردم آوردم. برای این که معذب نشه برا خودمم شربت درست کردم. گفتم ثواب داره. ولی گفت:« خیلی تشنمه برام یه لیوان آب بیارین.»
صدایش لحظهای قطع میشود. همانطور که پلهها را یکی به دو پایین میدوم، نگران صدایش میزنم:
– مامان!…مامان..
مشاهده بیشتر در کتاب خوان



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.