رمان همبستر خاطرات | دانلود | کتاب خوان

دانلود رمان همبستر خاطرات
توضیحات

دانلود رمان همبستر خاطرات

نویسنده: نسرین ( #هیمو )
ژانر :عاشقانه اجتماعی
صفحات: 165

خلاصه:
ما انسان ها گاهي عجين خاطرات ميشيم با خاطرات زندگي ميكنيم وحتي همخوابه خاطرات میشيم اري ما با خاطرات زنده میمانيم و گاهي قرباني می شويم و اينگونه انسان موجودی عجيب میشود
قسمتی از رمان:
امير گفت :چ اسم برازنده اي جوابي ندادم با چشمام دنبال مائده ميگشتم كثافت پيش اون پسر ذغاليه نشسته بوداون پسره هم مث تمساح ٤٤ دندونشو به نمايش گذاشته بود نميدونم چي گفت كه مادي با ناز گف نموخوام پسره خيره شد به لباي مادي با نگراني به سپهر نگا كردم رگاي پيشونيش برجسته شده بود واقعا عصباني بود ميدونستم الان اگه ميتونست صد درصد ماديو ميكشت..

مشاهده بیشتر در کتاب خوان

دیدگاه خود را ثبت کنید

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان همبستر خاطرات | دانلود | کتاب خوان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

37.400 تومان

Shipping & Delivery

دانلود رمان همبستر خاطرات

نویسنده: نسرین ( #هیمو )
ژانر :عاشقانه اجتماعی
صفحات: 165

  • خرید و دانلود امن از کتاب خوان
  • گارانتی محصولات
  • دسترسی نامحدود به فایل محصول در صورت ثبت نام
  • پشتیبانی و ارتباط مستقیم با ما

مشکلی وجود دارد ؟

اگر مالک اثر هستید و از انتشار آن رضایت ندارید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدهید .

دانلود رمان همبستر خاطرات

دانلود رمان همبستر خاطرات

نویسنده: نسرین ( #هیمو )
ژانر :عاشقانه اجتماعی
صفحات: 165

37.400 تومان

Shipping & Delivery
  • خرید و دانلود امن از کتاب خوان
  • گارانتی محصولات
  • دسترسی نامحدود به فایل محصول در صورت ثبت نام
  • پشتیبانی و ارتباط مستقیم با ما

ارتباط با پشتیبانی:

اگر مالک اثر هستید و از انتشار آن رضایت ندارید به شماره ی 09221706572 در تلگرام یا واتس اپ پیام بدهید .

توضیحات

دانلود رمان همبستر خاطرات

نویسنده: نسرین ( #هیمو )
ژانر :عاشقانه اجتماعی
صفحات: 165

خلاصه:
ما انسان ها گاهي عجين خاطرات ميشيم با خاطرات زندگي ميكنيم وحتي همخوابه خاطرات میشيم اري ما با خاطرات زنده میمانيم و گاهي قرباني می شويم و اينگونه انسان موجودی عجيب میشود
قسمتی از رمان:
امير گفت :چ اسم برازنده اي جوابي ندادم با چشمام دنبال مائده ميگشتم كثافت پيش اون پسر ذغاليه نشسته بوداون پسره هم مث تمساح ٤٤ دندونشو به نمايش گذاشته بود نميدونم چي گفت كه مادي با ناز گف نموخوام پسره خيره شد به لباي مادي با نگراني به سپهر نگا كردم رگاي پيشونيش برجسته شده بود واقعا عصباني بود ميدونستم الان اگه ميتونست صد درصد ماديو ميكشت..

مشاهده بیشتر در کتاب خوان

دیدگاه خود را ثبت کنید

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان همبستر خاطرات | دانلود | کتاب خوان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *