توضیحات
دانلود رمان روزگار جوانی pdf
🌼 رمان :روزگار جوانی
🌼 نویسنده: صدای بی صدا
🌼 ژانـر:عاشقانه اجتماعی
خلاصه:
_وایسا وایسا،
تا گفتم بریز.
پونه: بخدا سه میشه، من گردن نمیگیرم،
چوب خطم پره.
_زر نزن دیگه، نهایتش فهمیدن میندازی گردن عاطی.
عاطفه: من چرا؟ _غیر تو،
از این کلاس کی تا حالا دفتر نرفته؟
مثل گربه ی شرک نگاهش کردم تا نه نیاره.
_جون رز عاطییی!
ببین من حال این رو نگرفتم
از هفته ی پیش یبوست گرفتم،
نو پی پی جون پوپو. پونه
عصبانی نگاهم کرد.
اما الان مهم موافقت عاطفه بود،
تنها دختر آرام کلاس،
خب او همیشه پایه ی دیوانه
بازی های ما بود
تا سرش رو تکان داد
یک بوس براش فرستادم.
_میخووااامممت.
مشاهده بیشتر در کتاب خوان














