دانلود رمان آوار بی کسی
نام رمان:آوار بی کسی
نویسنده:مریم پیران
تعداد صفحات:500
خلاصه:
«با صدای آوای زیبای جیک جیک پرندهها و نسیم خنکی که میوزید چشمان زیبایش را آرام باز کرد.
موقعیتش را تشخیص نداد؛ اما پس از چند ثانیه بالاخره همه چیز یادش آمد و آه از نهادش بلند شد. به یاد آورد آوارگیاش را..
به یاد آورد بیکسیهایش را…
چشمانش را محکم بست که قطره اشکی بیاختیار از چشمانش پایین چکید.
اینجا که دیگر کسی ضعیف بودنش را نمیدید. کمی میتوانست خودش باشد!
با بدنی کوفته از جایش بلند شد و از وضعی که گریبانگیرش شده بود پوزخندی بر لبش نشست.
نه به آن تخت سلطنتی و راحتی و زیبایش و نه به این وضعش که بالشش دستش بود و پتویش شالش! از بدبختی خودش
خندهاش گرفت.
شالش را از رویش برداشت و روی سرش انداخت و از کلبه بیرون رفت.
حال بهتر میتوانست دور و اطرافش را ببیند، دیشب که هوا تاریک بود و چیزی را نمیتوانست تشخیص دهد.
کلبه انگار وسط بیابانی بود.
نگاه مستقیمش را به نقطهای دوخته بود که همان قبرستان بود.
طرفهای دیگر هم چیزی جزء بیابانی برهوت نبود. با صدای پیرمرد سرش را به سمت راستش برگرداند.
مشاهده بیشتر در کتاب خوان



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.