فیلتر قیمت
محبوب ترین ها
-
رمان روح لکه دار | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 539.700 تومان -
رمان خون هیولای من رازها، انتقام و وسوسه | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 538.500 تومان -
قدرت باور | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 539.000 تومان -
کتاب تکههایی از یک کل منسجم – اثری از پونه مقیمی درباره خودشناسی | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 537.300 تومان -
رمان گرگ و گله اثر تهمینه | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 537.000 تومان
نمایش 121–132 از 293 نتیجهمرتبسازی بر اساس محبوبیت
رمان داوطلبان مرگ از محمد علی قجه (3 جلدی) pdf
دانلود رمان شکارم کن عزیزم pdf
دانلود کتاب مدارهای الکتریکی نوشته سادیکو و الکساندر pdf
دانلود رمان حافظه روشن آب
دانلود رمان حافظه روشن آب
من همیشه بوی خطر را زودتر از بقیه میفهمیدم؛ مثل بوی نم خاک، درست چند ثانیه قبل از آنکه رگبار شروع شود. اما اینبار، خطر بوی توتون پیپ و قهوهی تلخِ همیشگیِ جمشید خان را میداد.سالها زیر سایهی سنگین این مرد نفس کشیده بودم؛ سایهای که آنقدر وسیع و تاریک بود که آفتاب هیچوقت به سهمِ من از این خانه نمیرسید. در عمارتِ پدربزرگ، هیچکس کلمهی «نه» را بلد نبود. انگار این دو حرفِ ساده، از تمام لغتنامههای کتابخانهی چوبیِ بزرگش پاک شده بود.وقتی خبر نامزدی را داد، حتی نگاهم نکرد. داشت با مهرِ عقیق انگشتریاش بازی میکرد و طوری از آیندهی من حرف میزد که انگار دارد سندِ یک زمین بایر را به نام کسی میزند. پسری از یک خانوادهی پرنفوذ؛ یک انتخابِ بینقص از نظر او، و یک غریبهی مطلق برای من. این نامزدی، لباسی بود که بدون اندازه گرفتنِ رویاهای من دوخته بودند و حالا توقع داشتند بدون چانه زدن، آن را بپوشم، دکمههایش را تا زیر گلو ببندم و خفه شوم.کابوسِ سالها اطاعت، مثل طنابی دور گردنم پیچید. همیشه عادت داشتم یک قدم جلوتر بایستم تا آسیب نبینم، اما غریزهام این بار نمیگفت «فرار کن». فرار برای کسانی بود که زمینِ خودشان را نمیشناختند. من ریشههایم در همین خاک بود، اما دیگر نمیخواستم با آبِ مسمومِ تحکم بزرگ شوم. باید مرزها را از نو میکشیدم.دستهایم را روی میزِ چوبگردویِ براقش گذاشتم. میز سرد بود، اما خون در رگهای من میجوشید. سرم را بالا آوردم و برای اولین بار، بدون آنکه پلک بزنم، به چشمهای عقابگونه و بیرحمش خیره شدم.سکوتِ سنگین عمارت را میشد با چاقو برید، اما من قصد داشتم پایههای این خانهی لعنتی را بلرزانم. نفس عمیقی کشیدم؛ ریههایم از هوای تازهی عصیان پر شد. وقتش بود فقط برای خودم نفس بکشم.صدایم نلرزید وقتی گفتم: «من این لباسِ دوختهشده را نمیپوشم، آقاجان… من با انتخابِ شما ازدواج نمیکنم.»نگاهش روی صورتم خشک شد. میدانستم طوفانی که در راه است، میتواند همهچیز را ویران کند. اما ترسی نداشتم. حافظهی راکدِ این خانه حالا داشت با سنگی که من پرتاب کرده بودم، موج برمیداشت و روشن میشد. من وصال بودم؛ دختری که تازه فهمیده بود آیندهاش، نباید چیزی کمتر از جسارتِ درونِ سینهاش باشد.دانلود رمان خانم ریزه میزه
دانلود رمان خانم ریزه میزه
آشتی بعدازفوت همسرش که همیشه باهاش بد رفتاری میکرد متوجه میشه حامله است وبخاطر سنتهای که خانواده پایبندش هستن مجبور به ازدواج با یکی از مردهای خانواده ی همسرش میشه تا بچه اش زیر دست غریبه بزرگ نشه اما درست قبل از عقد با اون مرد شوهرش زنده برمیگرده وآشتی میمونه علاقه ای که میون اون ومردشکل گرفته...دانلودرمان وقتی نفس هوامیشود | دانلود | کتاب خوان
دانلودرمان سالار | دانلود | کتاب خوان
دانلودرمان رازشب | دانلود | کتاب خوان
رمان رقص باد در باران | دانلود | کتاب خوان
41.350 تومان
رمان عشق یه پسر هندی | دانلود | کتاب خوان
34.800 تومان
رمان فاجعه بزرگ | دانلود | کتاب خوان
35.800 تومان
