فیلتر قیمت
محبوب ترین ها
-
رمان پرستار شیطون من | نویسنده ناشناس||داستان عاشقانه وطنز | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 538.313 تومانقیمت اصلی 38.313 تومان بود.35.640 تومانقیمت فعلی 35.640 تومان است. -
کتاب خانه لهستانیها | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 537.224 تومانقیمت اصلی 37.224 تومان بود.13.160 تومانقیمت فعلی 13.160 تومان است. -
رمان شکار ادلاین | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 539.402 تومانقیمت اصلی 39.402 تومان بود.39.008 تومانقیمت فعلی 39.008 تومان است. -
رمان تیرانداز عاشق | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 543.000 تومانقیمت اصلی 43.000 تومان بود.39.700 تومانقیمت فعلی 39.700 تومان است. -
کتاب چگونه کمال گرا نباشیم اثر استفان گایز | دانلود | کتاب خوان امتیاز 5.00 از 538.709 تومانقیمت اصلی 38.709 تومان بود.15.840 تومانقیمت فعلی 15.840 تومان است.
نمایش 793–804 از 8331 نتیجهمرتبسازی بر اساس جدیدترین
رمان شکارچی تاریک من | دانلود | کتاب خوان
رمان :شکارچی تاریک من
نویسنده :رزالینRose
ژانر :فانتزی بزرگسال عاشقانه اکشن تخیلی
رمان چیچک | دانلود | کتاب خوان
رمان:چیچیک
ژانر :عاشقانه .ازدواج اجباری. بزرگسال
نویسنده :فاطمه بانو
رمان این مرد ارباب است | دانلود | کتاب خوان
رمان : این مرد ارباب است
نویسنده :سارا
ژانر : بزرگسال
رمان ارباب عشق | دانلود | کتاب خوان
رمان : ارباب عشق
نویسنده :پریسا رحمانی
ژانر :عاشقانه معمایی
دانلودرمان سه دخترحوا | دانلود | کتاب خوان
دانلودرمان سه دخترحواPDF
اسم رمان :سه دخترحوا
نویسنده :الیف شافاک
ژانر:درام و خارجی
تعداد صفحات :361
دانلودرمان روژان قربانی یک رسم | دانلود | کتاب خوان
دانلودرمان روژان قربانی یکرسم اثرآسایاآریاییPDFرمان عاشقانه واحساسی
اسم رمان :روژان قربانی یکرسم
نویسنده :آسایاآریایی
ژانر:عاشقانه واحساسی
تعداد صفحات :471
دانلودرمان معجزه ایی به نام تو | دانلود | کتاب خوان
دانلودرمان معجزه ایی به نام توPDF
اسم رمان :معجزه ایی به نام تو
نویسنده :سارا انظباطی
ژانر:عاشقانه وانتقامی
تعداد صفحات :755
رمان مهرو ماه از محبوبه فیروزخانی | دانلود | کتاب خوان
دانلود رمان مهرو ماه از محبوبه فیروزخانیPDF
رمان : مهر و ماه
نویسنده : محبوبه فیروزخانی
ژانر : عاشقانه _ اجتماعی
تعداد صفحات :1166
فرمت فایل :PDF
رمان سه کماندو ازشکیبا | دانلود | کتاب خوان
دانلود رمان سه کماندو ازشکیبا PDF
رمان : سه کماندو
نویسنده : شکیبا
ژانر : عاشقانه – اجتماعی
تعداد صفحات :495
فرمت فایل :PDF
رمان تیغ از زهرا باقر زاده | دانلود | کتاب خوان
دانلود رمان تیغ از زهرا باقر زاده PDF
رمان :تیغ
نویسنده : زهرا باقرزاده
ژانر : عاشقانه _ اجتماعی
تعداد صفحات :111
فرمت فایل :PDF
روی تخت نرم | دانلود | کتاب خوان
رمان روی تخت نرم pdf
داستان بهشدت عاشقانه و مهیج از زبان دو شخصیت اول رمان یعنی مریم و کوروش روایت میشه. مریم دختریه که تو یه خانوادهی فقیر رشد کرده و به خاطر مشکلات خانوادهش مجبور میشه بره و دخترخوندهی عموی ناتنیش که مرد ثروتمندیه بشه. تو شرکت عموش عاشق کوروش میشه. در حالی که خبر از رازهای پنهون تو سینهی کوروش نداره. و ناخواسته اما به میل کوروش پا میذاره دقیقا تو دل ماجراهایی که وصلشون میکنه به راز پشت پرده…
تذکــــــــــر و اخطار:
هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب به صورت زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، تهیه CD، نمایشنامه، فیلم¬نامه و استفاده
در سایت¬های مختلف بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع است و در صورت مشاهده از متخلفان به
موجب بند۵ از ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می¬گیرند.
بخشی از رمان
کیسههایی که توشو پر کرده بودم از لباس و مواد خوراکی از صندوق عقب ماشین دراوردم و با ریموت درای ماشین شاسیبلندمو که عمو انداخته بود زیر پام رو قفل کردم. یه نگاه به کوچهی باریک پیش روم که تهش میرسید به خونهی اجارهای مامان کردم.
کیسههای سنگینو تو دستم جا به جا کردم. لعنتی باید ده دقه راه میرفتم تا برسم تهش.
چارهای نبود راه افتادم.
اسمم مریمه. تو همین کوچه پس کوچههای جنوب شهر تهران بزرگ شدم. با همین فرهنگ و همین سادگی. اقام یعنی بابام شاگرد نونوا بود. سه سال پیش رو قشنگ یادمه. زمستون بود. از اون زمستونای یخبندون. مامانم برای شام کالجوش بار گذاشته بود و منتظر بودیم آقام نون بیاره سفره رو بندازیم که یهو سراسیمه در باز شد و آقام با سر و صورت خونی و لباس پاره اومد تو و فقط یه جمله گفت: بدبخت شدیم صغری، کشتمش.
همهمون وحشت کردیم. داداشا و ابجیم شروع کردن به گریه و جیغ جیغ. بچه بودن و از دیدن سر و صورت خونی آقا وحشت کرده بودن. مامانم تو سر خودش میکوبید. بابام سر خورد بغل دیوار. سعی کردم حداقل من آروم باشم ببینم جریان چیه. رفتم اب آوردم براش. داشت سکته میکرد بیچاره. هنوز پیشبند نونوایی تنش بود. لیوانو دادم دستش و پرسیدم:
– چی شده آقا؟ درست حرف بزن ببینم یعنی چی کشتمش؟
چشماش از شدت ترس داشت میزد بیرون. مامانم اومد جلو و با ترس چشم دوخت به دهن اقا و گفت:
– د حرف بزن مرد. چه غلطی کردی!؟
– من… من… با کاردک خمیر زدم تو گردنش. بیناموس تو صف نونوایی زن مردمو انگشت میکرد. دفعه اولش نبود دیوث. منم جوش اوردم دست به یقه شدیم… من… من...
از خجالت موهای تنم سیخ شد ولی الان وقت خجالت کشیدن نبود. گفتم: خب بعدش؟
– کاردک دستم بود.دست به یقه شدیم نفهمیدم چی شد کشیدم رو گردنش. خون فواره زد…
– یا ابلفضل…
