نمایش 61–72 از 8310 نتیجهمرتب‌سازی بر اساس محبوبیت

رمان تخیلی رز خونی | دانلود | کتاب خوان

12.300 تومان

دانلود رمان تخیلی رز خونی

نویسنده : Rose
🍀ژانر: اروتیک  صحنه‌ دار  تخیلی گرگینه‌ای

رمان من مالک توام _ عاشقانه ای مافیایی | دانلود | کتاب خوان

35.000 تومان

دانلود رمان من مالک توام _ عاشقانه ای مافیایی

رمان: من مالک توام

نویسنده: ___

ژانر: عاشقانه و مافیایی

معرفی رمان معلم جذاب من – داستانی عاشقانه و پرهیجان | دانلود | کتاب خوان

36.400 تومان

معرفی رمان معلم جذاب من – داستانی عاشقانه و پرهیجان

✍️ نام رمان: معلم جذاب من
💞 ژانر: عاشقانه | اجتماعی | طنز
🖋 نویسنده: ناشناس

مکار اما دلربا از نیلوفر قائمی فر | داستانی پیچیده از عشق و فریب | دانلود | کتاب خوان

22.700 تومان

رمان مکار اما دلربا از نیلوفر قائمی فر | داستانی پیچیده از عشق و فریب

📚 رمان: مکار اما دلربا
نویسنده: نیلوفر قائمی فر
💖 ژانر: عاشقانه، درام، معمایی
🚀 تعداد صفحات: 2072

رمان لمس و حرارت اثر زهرا همتی | دانلود | کتاب خوان

14.100 تومان

دانلود رمان لمس و حرارت pdf اثر زهرا همتی

رمان: لمس و حرارت

نویسنده: زهرا همتی

ژانر: عاشقانه

پی دی اف کتاب روانشناسی تربیتی نوشته پروین کدیور | دانلود | کتاب خوان

38.900 تومان

دانلود پی دی اف کتاب روانشناسی تربیتی نوشته پروین کدیور

نویسنده:پروین کدیور

ژانر:روانشناسی

صفحات:۳۵۸

رمان تنهایی اثر مریم بوذری | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 36.100 تومان بود.قیمت فعلی 25.000 تومان است.

دانلود pdf رمان تنهایی اثر مریم بوذری

نام رمان : تنهایی

نویسنده: مریم بوذری

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 3526

رمان آراج اثر راحله_dm | دانلود | کتاب خوان

38.400 تومان

دانلود رمان آراج pdf اثر راحله_dm

رمان: آراج

نویسنده: راحله_dm

ژانر: عاشقانه، درام، انتقامی

رمان دامن گیر اثر هانیه وطن خواه | دانلود | کتاب خوان

35.700 تومان

دانلود رمان دامن گیر pdf اثر هانیه وطن خواه

رمان: دامن گیر

نویسنده: هانیه وطن خواه

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 1853

رمان عشق یوسف |اثر نازنین 87||داستان عاشقانه وبا روایتی جذاب | دانلود | کتاب خوان

تومان

این رمان به در خواست نویسنده رایگان شد

اسم رمان :عشق یوسف

نویسنده:نازنین87

ژانر:عاشقانه غیرتی انتقامی

تعداد صفحات:470

رمان بامداد خمار | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 38.000 تومان بود.قیمت فعلی 39.400 تومان است.

دانلود رمان بامداد خمار pdf

 رمان: بامداد خمار

 نویسنده: فتانه حاج سید جوادی

ژانر: عاشقانه

روی تخت نرم | دانلود | کتاب خوان

35.000 تومان

رمان روی تخت نرم pdf

داستان به‌شدت عاشقانه و مهیج از زبان دو شخصیت اول رمان یعنی مریم و کوروش روایت میشه. مریم دختریه که تو یه خانواده‌ی فقیر رشد کرده و به خاطر مشکلات خانواده‌ش مجبور میشه بره و دخترخونده‌ی عموی ناتنی‌ش که مرد ثروتمندیه بشه. تو شرکت عموش عاشق کوروش میشه. در حالی که خبر از رازهای پنهون تو سینه‌ی کوروش نداره. و ناخواسته اما به میل کوروش پا میذاره دقیقا تو دل ماجراهایی که وصلشون میکنه به راز پشت پرده…

تذکــــــــــر و اخطار:

هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب به صورت زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، تهیه CD، نمایشنامه، فیلم¬نامه و استفاده

در سایت¬های مختلف بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع است و در صورت مشاهده از متخلفان به

موجب بند۵ از ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می¬گیرند.

 بخشی از رمان

کیسه‌هایی که توشو پر کرده بودم از لباس و مواد خوراکی از صندوق عقب ماشین دراوردم و با ریموت درای ماشین شاسی‌بلندمو که عمو انداخته بود زیر پام رو قفل کردم. یه نگاه به کوچه‌ی باریک پیش روم که تهش میرسید به خونه‌ی اجاره‌ای مامان کردم.
کیسه‌های سنگینو تو دستم جا به جا کردم. لعنتی باید ده دقه راه میرفتم تا برسم تهش.
چاره‌ای نبود راه افتادم.
اسمم مریمه. تو همین کوچه پس کوچه‌های جنوب شهر تهران بزرگ شدم. با همین فرهنگ و همین سادگی. اقام یعنی بابام شاگرد نونوا بود. سه سال پیش رو قشنگ یادمه. زمستون بود. از اون زمستونای یخ‌بندون. مامانم برای شام کال‌جوش بار گذاشته بود و منتظر بودیم آقام نون بیاره سفره رو بندازیم که یهو سراسیمه در باز شد و آقام با سر و صورت خونی و لباس پاره اومد تو و فقط یه جمله گفت: بدبخت شدیم صغری، کشتمش.
همه‌مون وحشت کردیم. داداشا و ابجیم شروع کردن به گریه و جیغ جیغ. بچه بودن و از دیدن سر و صورت خونی آقا وحشت کرده بودن‌. مامانم تو سر خودش میکوبید. بابام سر خورد بغل دیوار. سعی کردم حداقل من آروم باشم ببینم جریان چیه. رفتم اب آوردم براش. داشت سکته میکرد بیچاره. هنوز پیش‌بند نونوایی تنش بود. لیوانو دادم دستش و پرسیدم:
– چی شده آقا؟ درست حرف بزن ببینم یعنی چی کشتمش؟
چشماش از شدت ترس داشت میزد بیرون. مامانم اومد جلو و با ترس چشم دوخت به دهن اقا و گفت:
– د حرف بزن مرد. چه غلطی کردی!؟
– من… من‌… با کاردک خمیر زدم تو گردنش. بیناموس تو صف نونوایی زن مردمو انگشت می‌کرد. دفعه اولش نبود دیوث. منم جوش اوردم دست به یقه شدیم… من… من.‌‌..
از خجالت موهای تنم سیخ شد ولی الان وقت خجالت کشیدن نبود. گفتم: خب بعدش؟
– کاردک دستم بود.دست به یقه شدیم نفهمیدم چی شد کشیدم رو گردنش. خون فواره زد…
– یا ابلفضل…