دانلود رمان پنجره فولاد pdf اثر هانی زند
رمان: پنجره فولاد
نویسنده: هانی زند
ژانر: عاشقانه
خلاصه:
_ زن منو با اجازهٔ کدوم دیوثِ بیغیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟
حاجبابا تسبیح دانهدرشتش را در دستش میگرداند و دستی به ریش بلندش میکشد.
_ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچیندار نیست!
عمران صدایش را بالاتر میبرد.
رگهای ورم کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان میدهند.
_ زن من نیست و هر شب تو تخت منو بغل شوهرش میخوابه حاجآقا؟
مامور کلانتری «لاالهالاالله» زیرلبی زمزمه کرد…..
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.