نمایش 1–12 از 48 نتیجهمرتب‌سازی بر اساس محبوبیت

رمان نفوذی | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 250.000 تومان بود.قیمت فعلی 20.000 تومان است.
دانلود رمان نفوذی نوشته ماریا سرگرد امیر علی پلیس خشن و متعصبی که به عنوان نفوذی وارد باند مافیا می

رمان با درد خوشبختم | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 37.300 تومان بود.قیمت فعلی 21.300 تومان است.
دانلود رمان با درد خوشبختم به قلم مینا طبیب زاده یک دختر از جنس تنهایی و یک پسر از جنس

به بهشتم برگرد | دانلود | کتاب خوان

34.300 تومان
همه میگن انتخاب عاقلانه از انتخاب عاشقانه خیلی بهتره حالا تصور کنید چی میشه اگه انتخاب عاقلانه زندگی شما اشتباه

رمان آقای طلبه و خانم دکتر | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 32.000 تومان بود.قیمت فعلی 13.200 تومان است.
دانلود رمان آقای طلبه و خانم دکتر دختری که در یک خانواده متعصب زندگی میکنه و بخاطر یک #بی‌آبرویی، پدرش

دزد و شاه دزد | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 250.000 تومان بود.قیمت فعلی 36.600 تومان است.
دانلود رمان دزد و شاه دزد به قلم شیوا بادی رزی که به خاطر بیماری مادرش مجبور به دزدی کردن

رمان روزهای وارونه | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 39.000 تومان بود.قیمت فعلی 23.900 تومان است.

دانلود رمان روزهای وارونه نوشته مائده باوندپور

دختری ک در یک شرکت مهندسی کار میکنه و تمام تلاشش اینه که خودش رو به پدرش اثبات کنه. به خواست پدرش با کسی ک دوستش نداره نامزد می کنه. اما نامزدش بهش خیانت می‌کنه و درست جایی که فکرش رو نمی کنه، عشق سابقش رو می بينه...

تلافی تا نابودی | دانلود | کتاب خوان

35.000 تومان
رمان تلافی تا نابودی به قلم زهرا حشم‌فیروز به لب‌ هام خیره شد و دندون‌ هاش رو به هم ‌سایید

رمان تو فردای من باش | دانلود | کتاب خوان

35.700 تومان
دانلود رمان تو فردای من باش قصه ای فوق عاشقانه، با یه راز بزرگ که کشفش طپش قلب‌ها رو در

رمان پیمان بارانی | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 36.000 تومان بود.قیمت فعلی 21.300 تومان است.
دانلود رمان پیمان بارانی باران و پیمان، زوج عاشقی هستند که چندسالی از شروع زندگی مشترک و عاشقانشون می گذره،

مستی و دیوانگی | دانلود | کتاب خوان

قیمت اصلی 37.500 تومان بود.قیمت فعلی 39.300 تومان است.
رمان مستی و دیوانگی نوشته فرنوش گل محمدی شیده، دختری بلند پرواز از طبقه ضعیف جامعه،با امال و ارزوهایی که

روی تخت نرم | دانلود | کتاب خوان

35.000 تومان

رمان روی تخت نرم pdf

داستان به‌شدت عاشقانه و مهیج از زبان دو شخصیت اول رمان یعنی مریم و کوروش روایت میشه. مریم دختریه که تو یه خانواده‌ی فقیر رشد کرده و به خاطر مشکلات خانواده‌ش مجبور میشه بره و دخترخونده‌ی عموی ناتنی‌ش که مرد ثروتمندیه بشه. تو شرکت عموش عاشق کوروش میشه. در حالی که خبر از رازهای پنهون تو سینه‌ی کوروش نداره. و ناخواسته اما به میل کوروش پا میذاره دقیقا تو دل ماجراهایی که وصلشون میکنه به راز پشت پرده...

تذکــــــــــر و اخطار:

هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب به صورت زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، تهیه CD، نمایشنامه، فیلم¬نامه و استفادهدر سایت¬های مختلف بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع است و در صورت مشاهده از متخلفان بهموجب بند۵ از ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می¬گیرند.

 بخشی از رمان

کیسه‌هایی که توشو پر کرده بودم از لباس و مواد خوراکی از صندوق عقب ماشین دراوردم و با ریموت درای ماشین شاسی‌بلندمو که عمو انداخته بود زیر پام رو قفل کردم. یه نگاه به کوچه‌ی باریک پیش روم که تهش میرسید به خونه‌ی اجاره‌ای مامان کردم. کیسه‌های سنگینو تو دستم جا به جا کردم. لعنتی باید ده دقه راه میرفتم تا برسم تهش. چاره‌ای نبود راه افتادم. اسمم مریمه. تو همین کوچه پس کوچه‌های جنوب شهر تهران بزرگ شدم. با همین فرهنگ و همین سادگی. اقام یعنی بابام شاگرد نونوا بود. سه سال پیش رو قشنگ یادمه. زمستون بود. از اون زمستونای یخ‌بندون. مامانم برای شام کال‌جوش بار گذاشته بود و منتظر بودیم آقام نون بیاره سفره رو بندازیم که یهو سراسیمه در باز شد و آقام با سر و صورت خونی و لباس پاره اومد تو و فقط یه جمله گفت: بدبخت شدیم صغری، کشتمش. همه‌مون وحشت کردیم. داداشا و ابجیم شروع کردن به گریه و جیغ جیغ. بچه بودن و از دیدن سر و صورت خونی آقا وحشت کرده بودن‌. مامانم تو سر خودش میکوبید. بابام سر خورد بغل دیوار. سعی کردم حداقل من آروم باشم ببینم جریان چیه. رفتم اب آوردم براش. داشت سکته میکرد بیچاره. هنوز پیش‌بند نونوایی تنش بود. لیوانو دادم دستش و پرسیدم: - چی شده آقا؟ درست حرف بزن ببینم یعنی چی کشتمش؟ چشماش از شدت ترس داشت میزد بیرون. مامانم اومد جلو و با ترس چشم دوخت به دهن اقا و گفت: - د حرف بزن مرد. چه غلطی کردی!؟ - من... من‌... با کاردک خمیر زدم تو گردنش. بیناموس تو صف نونوایی زن مردمو انگشت می‌کرد. دفعه اولش نبود دیوث. منم جوش اوردم دست به یقه شدیم... من... من.‌‌.. از خجالت موهای تنم سیخ شد ولی الان وقت خجالت کشیدن نبود. گفتم: خب بعدش؟ - کاردک دستم بود.دست به یقه شدیم نفهمیدم چی شد کشیدم رو گردنش. خون فواره زد... - یا ابلفضل...